تبلیغات
  - عشق...

عشق...

نویسنده : م تکلو شنبه 29 تیر 1392 03:28 ب.ظ  •   

تمام مزرعه کافر صدایش می زدند ،
گل آفتابگردان کوچکی که عاشق باران شده بود . 


آخرین ویرایش: - -

یکشنبه 30 تیر 1392 01:50 ق.ظ
اینه جواب تمام کارهای بی منطق من.
کاش خانواده ام میفهمیدند.
م تکلو
خیر سرت 20 سالته....
هنوز دنبال خانواده ای؟
شنبه 29 تیر 1392 10:41 ب.ظ
یعنی چی؟
م تکلو
خیلی واضحه....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

 
تحلیل آمار سایت و وبلاگ