تبلیغات
  - استثنا

استثنا

نویسنده : م تکلو پنجشنبه 23 خرداد 1392 01:39 ب.ظ  •   

صادق:

به نام اون خدای بالا و روزای خوب

همه چی تو شعاع نور

سگ دو واسه ی یه تیکه نون

هـــمم

گل بل با مملکت

وقتی تحریم حمله کرد

هرکی تومون چپه کرد

ما که بیرون دربه در

از ناچاری پس

یه گوشه لش

سیگارت پر شده فیتیله تش

خسته مغز

گوشت و مرغ گرونی محض

بدون مرز

نداریم ترسی از

گشنگی یا پول قبض

چون عادت کردیم ما

طاقت کردیم آه

شیشه های الکل میرم بالا قلپ قلپ

شکل زندگیم قشنگه از بیرون تپل مپل

نیستم مثل بعضیا

فاز لاتی زد زیاد

رو لباسم خط چشم

رومه هرجا صد تا چشم

ساختم خوب از بدترین و

واستادم لا برترین و

شهر من نفس بکش

سهمم رو ازت بدش

من هنوزم شاکیم هم از خودم هم اجتماع

تهران دارم میبینم از بالا تو ارتفاع

 

اندیش:

کنار بیا با هرچی درد توی سینس

فشار بیار به پات شو تک سوار بی اسب

نگام به سمت خط صاف توی جاده

دلم یه کوه غصه از گذشته ساخته

دنبال جاییم

تو رودا ماهیم

بی اسم و ماهیت

همیشه جارییم

بشو تو با من هم سفر

بخر به جون تو این خطر

 

صادق:

آب که توی دستمه

یه مسته لمس مسخره

یه خسته از همه

با خنده میگه بسمه

کی عین من

لال بین جمع

سخت مثل سنگ سفت

گول اما خم

تو،  تو فکر چی؟! هان

از دنیا چی میخوایی

بزن غل جی جی ها

بشینی ببینی چی میاد

ببین نه بچم نه فکر فتح پرچم

مث تو واسه چند تا گوش

سرشناس تو چند تا گوشت

زل بزن به چشمام

نیست غرور اشباح

پلکات رو هم بذار و بعد تا ده باهام بشمار

صاف و ساده عین خاک

یه تک مسافر توی رات

این حجم دیده هاست که میشه فرق بین ما

گفته حرفا پشت سرم من یاد گرفتم گوش ندم

حول دادی و توش نرفت

چون مـِـنــ بعد ملت پشتمن

باز دست گذاشتم خشتم

یه نسل رو من نوشتم

جون دادم به سبکت

اِشـــَـــک

پس یه جور فرشتم



آخرین ویرایش: - -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

 
تحلیل آمار سایت و وبلاگ